سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

57

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

افراد زيادى از اين قبيل به امام مراجعه و تقاضاى قيام ( به تعبير روايات : خروج ) مىكردند . ( البته مواردى هم مراجعه‌كنندگان ، جاسوسان بنى عباس بودند كه از جواب‌هاى امام به آنان مىشود جاسوس بودن آنان را حدس زد ، ) اين افراد چرا مراجعه مىكردند ؟ آيا غير از اين است كه در فرهنگ شيعه در آن روز مسئلهء خروج و قيام براى ايجاد دولت حق ، يك امر حتمى و يك هدف مسلّم ائمه عليهم السّلام به شمار مىرفت و تلقّى اصحاب و شيعيان اين بود كه ائمه عليهم السّلام منتظر فرصت مناسب براى اقدام به آن مىباشند ؟ روايات جالبى در اين باب ديدم كه از آن مىشود فهميد كه اين تلقّى در سطوح اصحاب بلندمرتبه‌اى چون زرارة بن اعين چگونه بوده است . روايت در رجال كشّى است : روزى زراره نزد امام صادق عليه السّلام مىآيد و مىگويد : يكى از ياران ما از دست طلبكاران گريخته است ، اگر « اين امر » نزديك است صبر كند تا با قائم خروج كند و اگر در آن تأخيرى هست با آنان از در مصالحه درآيد . حضرت مىفرمايد : خواهد شد . زراره مىپرسد : تا يك سال ؟ امام مىفرمايد : ان شاء اللّه خواهد شد . دوباره مىپرسد ؟ تا دو سال ؟ باز مىفرمايد : ان شاء اللّه خواهد شد ، و زراره خود را قانع مىكند كه تا دو سال ديگر حكومت آل على بر سر كار خواهد آمد . « 1 » يقينا زراره شخص ساده و بىاطلاعى نبود ، او يكى از اصحاب نزديك امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام بود . با اين حال ، چگونه است كه او تشكيل حكومت علوى را اين قدر نزديك مىبيند ؟ در روايت ديگرى هشام بن سالم نقل مىكند كه روزى زراره به من گفت : « لا ترى على اعوادها غير جعفر » ؛ « 2 » يعنى بر فراز پايه‌هاى خلافت ، كسى جز جعفر بن محمد عليه السّلام را نخواهى ديد . مىگويد : هنگامى كه امام صادق عليه السّلام وفات يافت به او گفتم : آيا آن حرف را به ياد مىآورى ؟ ( و مىترسيدم آن را انكار كند . ) گفت : بلى ، به خدا من آن را به نظر خودم گفته بودم ( مىخواسته است اين شبهه پيش نيايد كه آن را از امام نقل كرده است .

--> ( 1 ) . محمد بن الحسن الطوسى ، اختيار معرفة الرجال معروف به رجال‌كشى ، تصحيح حسن مصطفوى ، دانشگاه مشهد ، 1348 ، ص 157 . ( 2 ) . همان ، ص 156 .